عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

286

منازل السائرين ( فارسى )

تأمل انتخاب شده ولى در عين حال ، موصوف به اخلاق فاصله يا رذيله مىشود . تفاوت اين دو اصطلاح اين است ؛ در اصطلاح اول ، آن هيئت راسخهء نفانى منظور است ولى در اينجا گرچه موسمى هم باشد بدون اين‌كه رسوخ در نفس داشته باشد همين متصف به فضيلت و رذيلت مىشود و گاهى به يك معناى خاص به كار مىرود . فقط در مورد اخلاق فاضله مىگويند : فلان كار اخلاقى است ، يعنى خوب است و فلان كار غير اخلاقى است يعنى ناشايسته است . خواجهء بزرگوار در تعريف خلق مىفرمايد : الخلق ما يرجع اليه المتكلّف من نعمته . خلق آن نعمتى است كه منعوت به آن رجوع داده مىشود . حسن‌خلق ، مجموعهء صفات و حسناتى است كه يك صفت در آن به صورت برجسته عمل مىكند و آن صفت حسن‌خلق به صورت سلطان همهء صفات و حسنات مىشود . و اجتمعت كلمة الناطقين فى هذا العلم أنّ التّصوف هو الخلق و جماع الكلام فيه يدور على قطب واحد ، و هو بذل المعروف و كّف الأذى . و همهء اهل نظر در ارتباط با علم تصوف گفته‌اند ، به درستى كه تصوف خلق نيكوست و تمامى سخن‌ها در آن حول محور واحدى مىگردد و آن انجام كار نيك و خوددارى از اذيت است . اكثر متكلمين اسلامى در علم تصوف به اتفاق آراء قائل‌اند كه كسى كه حسن‌خلق دارد صوفى است و تصوف همان حسن‌خلق است . و اين صفت آن‌قدر در سير و سلوك مطرح است كه تمام صفات ديگر در متن آن مستترند . سخن جامع در ميان اهل تصوف حول اين محور مىگردد يعنى گشادگى داشتن در بذل و بخشش . هرآنچه را كه صاحبش هستى ، بذل و بخشش كنى كه مهم‌ترين آن ابراز خوشرويى است . لذا حكيم فردوسى مىفرمايد : ميازار مورى كه دانه‌كش است * كه جان دارد و جان شيرين خوش است بنابراين يكى از صفات بارز پيامبر عظيم الشأن ما صلّى اللّه عليه و إله كه به آن معروف بودند حسن خلق است . ايشان را بارها و بارها مورد آزار و اذيت قرار مىدادند و در آغاز بعثت و پس